مسأله اگر پدر به جهت عذری نماز یا روزهاش را به جا نیاورده باشد، بعد از فوت او بر پسر بزرگتر واجب است قضا نماید، یا برای انجام آن اجیر بگیرد، هر چند پدر نتوانسته قضا کند، و بنابر احتیاط اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد، پسر بزرگتر باید آن را قضا نماید، یا برای او اجیر بگیرد.
در مورد مادر نیز احتیاط واجب رعایت این حکم است، بلکه در صورتی که وصیت نکرده باشند، و پسر هم نداشته باشند، احتیاط واجب این است که اکبر ذکور از اولیاء میت نماز و روزه او را قضا کند، و با نبود ذکور اناث از آنها انجام دهند.
مسأله 1400. اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدر و مادرش نماز و روزه قضا داشتهاند یا نه، چیزی بر او واجب نیست.
مسأله 1401. اگر پسر بزرگتر بداند که پدر و مادرش نماز قضا داشتهاند، و شک کند که به جا آوردهاند یا نه، بنابر احتیاط واجب باید قضا نماید.
مسأله 1402. اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است، قضای نماز و روزه پدر و مادر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست، ولی احتیاط مستحب آن است که نماز و روزه آنان را بین خودشان قسمت کنند، یا برای انجام آن قرعه بزنند.
مسأله 1403. اگر میت وصیت کرده باشد که برای نماز و روزه او اجیر بگیرند، بعد از آن که اجیر، نماز و روزه او را بطور صحیح به جا آورد، بر پسر بزرگتر چیزی واجب نیست.
مسأله 1404. اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر و مادر را بخواند، باید به تکلیف خود عمل کند، مثلاً قضای نماز صبح و مغرب و عشای مادرش را باید بلند بخواند.
مسأله 1405. کسی که خودش نماز و روزه قضا دارد، اگر نماز و روزه پدر و مادر هم بر او واجب شود، هر کدام را اول به جا آورد صحیح است.
مسأله 1406. اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر یا مادر نابالغ یا دیوانه باشد، وقتی که بالغ شد یا عاقل گردید، باید نماز و روزه پدر و مادر را قضا نماید، و چنان چه پیش از بالغ شدن یا عاقل شدن بمیرد، بنابر احتیاط مستحب بر پسر دوم است، و مراعات این احتیاط سزاوار است.
مسأله 1407. اگر پسر بزرگتر پیش از آن که نماز و روزه پدر یا مادر را قضا کند بمیرد، چنان چه بین مرگ پدر یا مادر ومرگ او به قدری طولکشیدهکه میتوانسته قضای نماز وروزه آنها را بهجا آورد، بر پسردوم چیزی واجب نیست، واگر این مقدار طول نکشیده، قضای آنها بنابر احتیاط مستحب بر پسر دوم است، و مراعات این احتیاط سزاوار است.